جواد بن شفيع ملكى تبريزى

45

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )

مجيد وارد شده است .

--> - و به رسول صلّى اللّه عليه و إله از اينجا فرمود : و ذكّرهم بأيّام اللّه . يعنى جمعى را كه همه روز به دنيا مشغول‌اند روزهايى كه در جوار حضرت و مقام قرب عزّت بودند ياد دهد ؛ شايد كه نوازع شوق آن جناب در دل ايشان پديد آيد و ديگر بار قصد آشيان اصلى و وطن حقيقى كنند . لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ * لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ * چه اگر محبّت آن وطن در دل بجنبد عين ايمان است كه : حبّ الوطن من الإيمان . و اگر به وطن اصلى بازرسند مقام احسان است : لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ و اگر از وطن اصلى درگذرند مرتبهء عرفان است : وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ و اگر در پيشگاه بارگاه وصول قدم زنند درجهء عيان است : فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ و بعد از آن نه حدّ وصف و نه عالم بيان است . طوبى لمن عرف مأواه و لم يحجبه شىء عمّا و راه . و اگر محبّت آن وطن اصلى در دل آن بجنبد و قصد آن مراجعت نكند و دل بر تنعّم اين جهان بندد و به زخارف و اباطيل دنيا فريفته شود ، در خسران ابدى و زندان سرمدى بماند : فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ * وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ * لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ و غرض از وضع حجب ، ابقاى تناسل بنى آدم و انتظام عالم بود ؛ چه اگر حجب دامنگير نشدى قيام به امور دنيوى و التفات به عالم سفلى هرگز صورت نبستى ؛ چنان‌كه مشاهد است كه چون بعضى سالكان را در اثناى سلوك حجاب از پيش بردارند و بدان قرب و كرامت اصلى اطّلاع دهند ، از كثرت فرح و شدّت شوق در كمال ، عالم قالب بپردازد ؛ يا از فرط غيرت در عالم حيرت افتاده از دنيا و مافيها اعراض نمايد ، و از قيد عبادت و كلفت خلوت خلاص يابد . »